اون شب یه قاصدک اومد تو خونه !!!
بگو!
مث شبنم رو پر گل
منو با خودت نگه دار ...
و ببین که بهار می گذرد...
می گذرد.
و چه زود می گذرد...
اما فروگذار نکن از آنچه که توانی !
وقتی یه چیز جدید میاد تو خونه ...
می تونه خیلی چیزا رو هم تحت تاثیر خودش خاص کنه!
وقتی هم خونه یه حس خاص می گیره ...
ارزش داشتن یه پست خاص رو داره !
ماه ِ آزاده.
از خدا می خوام تو این دهه ی جدید به من بیشتر کمک کنه
که مهربون تر باشم, بیشتر لبخند بزنم
بیشتر دوست داشته باشم, دوست تر داشته بشم
و دلی رو نشکنم.
نوروز رو به همه ی دوستان خوبم تبریک می گم.
برای همه آرزوهای خووب می کنم.
خدا همیشه پشتتون باشه.
می خوام تو رو ببینم
نه یک بار، نه صد بار،
به تعداد نفس هام.
برای دیدن تو
نه یک چشم، نه صد چشم،
همه چشمارو می خوام.
تو رو باید مث گل نوازش کرد و بویید
با هر چی چشم تو دنیاست
فقط باید تو رو دید !
تو رو باید مث ماه رو قله ها نگاه کرد
با هر چی لب تو دنیاست
تو رو باید صدا کرد.
بر می گردم به عقب و به گذشته نگاه می کنم،
به ساعت ها و سال هایی که رفتن،
می بینم که دیگه از گذر سریع این ها وحشت ندارم.
الان به چیزای مهم تری فک می کنم،
به امروز
به این ساعت
به همین ثانیه ی بخصوص!
همین لحظه ای که نفس می کشم.
هر روز به خودم نهیب می زنم،
وقتایی که خسته می شم، لبخند می زنم.
این روزا حواسمو جمع می کنم به چیزایی که باید یاد بگیرم!!
سعی می کنم کمتر اشتباه کنم.
ولی همیشه، حتی وقتایی که سکوت می شه، تو قلبم موزیک رو دنبال می کنم.
تا ابد.
حالیا برگو در این باغ و چمن
گل تو بهتر بود یا گل من
؟!
از اول ماه منتظرم !
هر روز به تاریخ نگاه می کنم و می شمرم ...
شمارش معکوس !
با خودم که حساب می کنم، می بینم ...
چندین سال پیش، تو یه همچین روزی، من به واقع ذوق-مرگ بودم !!!
خاطراتم یه کم مبهمه ...
یه قسمت هایی از اون روزا رو انکار کردم و پاک شده.
اما چیزایی که مونده، همش شوق و ذوق و استرس و ...
الان فقط می تونم لبخند بزنم ...
لبخند بزنم و یه دنیا عشق رو تو قلبم حس کنم.
شایدم صفحه مونیتور رو یه کم تار ببینم !
ده سال پیش در چنین روزی، یه آقا پسر توپول متولد می شه !
با خودم تکرار می کنم ...
ده سال ؟!؟!
باورم نمی شه !!
این روزها حس می کنم بیشتر از همیشه دوسش دارم ...
با اینکه این همه ازش دورم، ولی حسم انگار از همیشه بیشتره، نزدیک تره ...
شاید یه روزی همه ی تخیلات اون روزای من در مورد خودم و خودش به واقعیت تبدیل بشه،
شاید ...
عسلم! بیا از اینا بگذریم...
حس هام عمیق تر و پیچیده تر از اونیه که بتونم بنویسمش...
دوست داشتم امسال روز تولدت رو از قلب پر از غم تبریک بگم !
با یه جمله ی ساده می تونم بگم ...
خیلی دوست دارم ...
خیلی زیاد !
آریان من !
تولدت مبارک عشقم !
برات روزای درخشانی می بینم !
امشب بعد از سال ها حس متفاوتی دارم ...
امشب بعد از بیست سال، اول مهر واسم معنای همیشگی رو نداره !
خوشحالم و مث این چند وقت اخیر حس خوبی دارم!
البت نه واسه اینکه فردا مهد، مدرسه یا دانشگاه ندارم ...
واسه ی همه چیزهایی که خودم می دونم و خودش!
بوی ماه مهربان آید همی ...
ماهی با طعم آب لیموی تازه !