قهوه که می خوری به من گوش بده !
شاید دیگر با هم قهوه نخوریم و
فرصتی نداشته باشیم،
برای گپ زدن !
نه از تو چیزی می گویم،
نه از خودم !
ما شمالی ترین نقطه ی عشقیم !
دو سطر حاشیه نویسی شده با مداد !
درباره ی چیزی بزرگ تر و پاک تر از من و تو
حرف می زنم !
عشق، شاپرکی آمده از بهشت بود،
بر شانه هامان نشست و ما پراندیمش !
ماهی مطلّایی بود آمده از دریا،
ما له اش کردیم !
ستاره یی آبی بود که سوزاندیمش !
مهم نیست که تو چمدانت را ببندی و بروی
تمام [ آدم ها ] در خشم چنین می کنند !
مهم نیست که من سیگارم را با خشم
روی مبل خاموش کنم...
مسئله پیچیده تر از این هاست !
به من و تو مربوط نیست !
ما دو صفر در شمال عشقیم و
دو سطر حاشیه نویسی شده با مداد...
قصه، قصه ی آن ماهی مطلّاست
که دریا به آغوش مان افکند و
ما میان انگشتان مان له اش کردیم !
دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که می دانی
صدای غربت تن را از احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته می رانی؟
تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند
به خون آغشته ای ای دل،عجب امشب پریشانی!
هماره قلب بیمارم به یاد تو شود روشن
چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی
Where is the moment we needed the most
You kick up the leaves and the magic is lost
They tell me your blue skies fade to gray
They tell me your passion's gone away
And I don't need no carryin' on
You stand in the line just to hit a new low
You're faking a smile with the coffee you go
You tell me your life's been way off line
You're falling to pieces every time
And I don't need no carryin' on
Because you had a bad day
You're taking one down
You sing a sad song just to turn it around
You say you don't know
You tell me don't lie
You work at a smile and you go for a ride
You had a bad day
The camera don't lie
You're coming back down and you really don't mind
You had a bad day
Will you need a blue sky holiday?
The point is they laugh at what you say
And I don't need no carryin' on
Sometimes the system goes on the blink
And the whole thing turns out wrong
You might not make it back and you know
That you could be well oh that strong
And I'm not wrong
So where is the passion when you need it the most
Oh you and I
You kick up the leaves and the magic is lost
Cause you had a bad day
You're taking one down
You sing a sad song just to turn it around
You say you don't know
You tell me don't lie
You work at a smile and you go for a ride
You had a bad day
You've seen what you like
And how does it feel for one more time
You had a bad day
چه لازم است بگویم
که چه مایه می خواهم ات؟
چشمان ات ستاره است و
دل ات شک.
جرعه یی نوشیدم و خشکید.
دریاچه ی شیرین
با آن عطش که مرا بود
بر نمی آمد،
می دانستم.
چه لازم بود بگویم
که چه مایه می خواستم اش؟
گریزی نیست ...
گویا باید بنویسم !
/
این روزا همش به این فکر می کنم که
چرا ما آدما چیزایی رو که دوس داریم، چیزایی رو که آروممون می کنه از خودمون دریغ می کنیم؟
چرا همیشه خودمونو عذاب می دیم؟
زجر می کشیم...
رنج می بریم...
وقتی عشقی نداریم عذاب می کشیم...
وقتی عاشق می شیم درد می کشیم...
عشقمونو از دست می دیم زجر می کشیم...
چرا به چیزایی که داریم قانع نیستیم؟؟؟
///
این روزا همش آهنگ ترس شادمهر رو گوش می کنم. عاشق بیسش ام.
فک کنم این روزا خیلی دلگیرم ... از خیلی چیزا ...
دارم به خودم نگاه می کنم که چقدر تغییر کردم ...
چقدر تغییر می کنم ...
***
اگه یه روزی خدا دلش از دست آدما بگیره چی می شه؟
که سرمو بکنم زیر برف ...
مث کبک !!
احساس می کنم پر شدم ...
مملو ام ...
لبریز از سبکی ، پرواز ، موسیقی ...
اگه دستامو بگیری می تونی خدا رو حس کنی ...
شیشه ها را هم گفته ایم که دیگه اون طرف خودشونو نشون ندن .
- هر همراهی تا حدی مزاحم هم هست ، نیست ؟
- اوایل نیست اما کم کم مزاحم و حتی مانع هم می شه .
« و خاصیت عشق این است »
ما فاتحان شهر های رفته بر بادیم.
با صدایی ناتوان تر زآنکه بیرون آید از سینه ،
راویان قصه های رفته از یادیم.
.
لیک بی مرگ ست دقیانوس.
وای ، وای ، افسوس .